علم آموزی در اسلام 2
حسن کنجکاوی حرص و کسب آگاهی امری است که در فطرت همه انسانها به ودیعت نهاده شده، از روزی که آدمی قدرت فهمش به کار می افتد پیوسته درصدد فهم حقایق و حوادثی میباشد که در پیرامون او رخ میدهد و چون اسلام، همه دستوراتش مطابق با فطرت آدمی و زبان گویای فطرت او برآوردنده حوائج او است، در شریعت و مکتبش از هر مکتب دیگر بر توصیه به تحصیل علم تکیه کرده از اولین روز ظهورش و در اولین سورهای که خدای تعالی بر پیغمبرش(ص) نازل کرد، اولین مسألهای که خاطر نشان ساخت مسأله خواندن، علم و قلم بود.
در واقع این مسأله، نسبت به سایر مسائل بشری اولویت دارد چون تنها مشخصه از سایر جانداران همین علم و آگاهی است و در حقیقت هر چه علم آدمی کمتر باشد سعه وجودیش تنگتر است و به همین جهت اگر کسی بگوید زنان نباید دانش بیاموزند، سنتی برخلاف فطرت گفته است.
اسلام تحصیل علم را - به ویژه علومی که زمینه سعادت انسان را فراهم میکند - برای هر شخصی اعم از زن و مرد، مطلوب بلکه لازم شمرده است، اختصاص به طبقه و دسته ای دون طبقه و دسته ای ندارد . و در این مسیر، زنان را نيز به هیچ وجه محدود نکرده است و آنان را برای فراگیری دانش ترغیب و تشویق کرده است. چنانچه از قول رسول خدا (ص) نقل گردیده است که فرموده اند: «طَلَبُ العلمِ فَریضهء علی کُلِّ مسلم» [1][134]. این سخن اطلاق داشته، زن و مرد را دربر میگیرد. سیره ی عملی پیامبر اکرم (ص) در آموزش بانوان در صدر اسلام نیز مؤید این امر است. و نیز فرمودهاند: «نعم النساء نساء الأنصار،لم یمنعهن الحیاء أن یتفقهن فی الدین.»[2][135]«خوب زنانی هستند زنان انصار که حیاء مانع از یادگیری آنان و تفقه در دین نمیگردد.» نیز ابی برده از پدرش و او از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمودهاند: «به زنان علم بیاموزید، حتی اگر کنیز باشند»[3][136]ازابن عباس(رضي الله عنه) نقل شده که زنان مسلمان در زمان حیات پیامبر(ص) به کسب علم میپرداختند و برای شنیدن سخنان ایشان در یک جا جمع میشدند و از حضرت استفاده مینمودند.[4][137].
یکی از علل این تأکید و سفارش به تحصیل علم، آن است که دختران و زنان به عنوان نیمی از اعضای جامعه، دارای تکالیف و مسؤولیتهای فردی و اجتماعی هستند. در حیطه مسؤولیتهای فردی، آنان نیز باید از معارف دینی به خوبی آگاه باشند تا افزون بر رشد معنوی و تکامل روحی، قادر باشند تکالیف و وظایف خود را به درستی تشخیص دهند و بر اساس آن عمل کنند. از سویی دیگر، مهمترین مأموریت و مسؤولیت زنان در عرصه مسائل اجتماعی، فراهم کردن زمینه مساعد برای ایجاد یک جامعه سالم و مطلوب است؛ و این امر تحقق نمییابد مگر با اداره صحیح و بی عیب و احد اصلی و هسته شکل دهنده اجتماع، یعنی خانواده. بدون هموار کردن مسیر پیشرفت و موفقیت اعضای خانواده، به ویژه از طریق پرورش و تربیت فرزندان سالم و صالح، این وظیفه انجام نمییابد. از این رو، بدون تحصیل علم(بويژه علوم سعادت ساز) از سوی دختران و زنان جامعه و کسب آگاهی در زمینههای گوناگون و مورد نیاز - و نیز عمل به آن - سعادت و خوشبختی فرد و اجتماع امکانپذیر نخواهد بود، در تواریخ آمده که قبل از ظهور اسلام بعضی از جامعه های متمدن آنروز تحصیل علم را از حقوق و امتیازات بعضی از طبقات می دانسته اند و برای سایرین چنین حقی قائل نبوده اند. وامروزه هم دربرخي جوامع اين تبعيض بوضوح مشاهده ميشود ، كه عده فقير وناتوان اجازه ورود به دانشگاه ها ومراكزعلمي را ندارند، حتي تاچند سال قبل در امریکا وبرخی کشورهای اروپایی سیاه پوست ها حق ورود به دانشگاه های عالی رانداشتند. اما در اسلام نه تنها علم به عنوان "حق" از امتیازات کسی نیست، بلکه به عنوان "تکلیف" و "وظیفه" بر همه افراد(اعم ازمردوزن) تحصیل آن فرض و واجب است ما نند سایر تکالیف. بـبـين تـفـاوت ره ازكجاست تابكجـا؟ در این جهت به طور اجمال و سربسته اختلافی نیست. از صدر اسلام تا امروز همه فرق و همه علمای اسلامی این مطلب را قبول داشته اند. در کتب حدیث همیشه یک باب مخصوص هست تحت عنوان "باب وجوب طلب العلم " و یا عنوانی نظیر این عنوان حتمأ در كتب حديث موجوداست .