آداب که پس ازتصميم گرفتن به حج باید رعایت شوند

پس از اينكه شخص مسلمان تصميم گرفت تا به حج برود باید نکات آتی را مد نظر گیرد :

الف -  نخست از تمامي گناهان خويش توبه نموده، نيت خويش را خاص برضايت خداوند متعال (جل جلاله) خالص بسازد .

ب - مقصد ازحج بايد رضايت خداوند متعال باشد، از شبهات و واموريكه شك ريا در آن باشد، اجتناب ورزيده، زيرا خداوند متعال (آن ذات بزرگ و توانا) از بندهء ذره ای ریا كاري و سمعه را نمی پذیرد، واین را شرك می نامد.

 بناء اگر در اعمال انسان %99 رضايت خداوند ( جل جلاله ) باشد و فيصدي كمي از ريا كاري وجود داشته باشد، آن عمل انسان برباد ميرود .

ج- برحاجی لازم است كه در فکر ونيت خويش تجارت و سیاحت را جا ندهد، بلكه قصد او تنها حج باشد، ولي اگر در پهلوي حج خريد وفروش هم نمود و سیاحت هم کرد نقصي برايش نميكند .

 ولي تمامي فکر او نبايد در امور تجارتي و سیاحتی صرف گردد .

د- نيت وفکرقلبی اساسی بسيار مهم است که حاجی بايد نيت خود را خالص برای ادای فريضه گرداند و هميشه درين فکر باشد که حج خود را با تمامی احکام آن بصورت درست ادا نمايد .

ه - در امور حج از خود سازي ها، ومصارف واسراف بيجا اجتناب صورت گيرد، مثلا : بعضي از اشخاص به عوض توجه به امور فرايض و واجبات حج مصروف تحفـه خريدن ها، سيالي ها وغيره اموري ميگردند، ونسبت به مصارف امور حج مصارف عنعنوي آنان زياده مي شود كه احيانا اين رياكاري ها بعضي ها را از رفتن به حج مانع ميگردد، وگاهي هم اين رواج هاي پوچ وبي ارزش سبب اسراف، و دوري از توجه به طاعت الهي ميگردد.

آداب هنگام حركت از خانـه

سفر نمودن روز پنجشنبه سنت است، اگر امكانات وجود داشته باشد باید مطابق سنت پيامبر (صلي الله عليه وسلم ) سفر را صبح روز پنجشنبه آغاز نمايد .

هنگام حركت از خانه اين دعا را بخواند: ( بسم الله ولا حول ولاقوة إلا بالله العلي العظيم، توكلت علي الله، اللهم وفقني لما تحب وترضي واحفظني من الشيطان الرجيم)

يكبار آيت الکرسي، سوره اخلاص، الفلق و الناس  را بخوانيد .

آداب هنگام سوار شدن به طياره

هرگاه حاجی سوار طياره ميشود:

1- لازم است اخلاق اسلامی بالا و پايان شدن و نشستن درطياره را توجه نمايد  از مناقشات بيجا، سخن هاي بيهوده، تيله کردن يكديگر در هنگام بالا شدن و ضرر رساندن به ديگران خود داري نمايد .

2- با ساير ضرورت مندان همکاری نمايد.

3- ودر بين طياره به ذکر خداوند متعال جل جلاله خصوصا تلبیه مشغول باشد، هميشه استغفار وتوبه نمايد، و اگرميخواست صحبت كند بايد بجز از ضرورت، قصه هاي خارج برنامه حج را نكند، و با كسانيكه باوي هستند، در باره احكام حج صحبت نمايد .

4- متوجه باشد كه چي وقت به ميقات ميرسد، تا قبل از رسيدن به ميقات احرام خود را بسته نمايد .(این در صورتی است که از قبل احرام نبسته باشد.)

5- از امور جنجالی زبان خود را حفظ نمايد .

آداب هنگام احرام بستـن

كسيكه اراده حج ميكند لازم است تا احرام خود را قبل از ميقات ( كه ازطرف مسؤولين بيان ميگردد ) بسته نمايد .

1-   قبل از احرام بستن غسل يا وضو نمايد وغسل بهتر وافضل است اگر زمینهء آن مساعد باشد.

2- مردان احرام را به شكلي ببندند كه يكبارچه آن از زير ناف تا زير زانو را پت نمايد وپارچه ديگرش از سر شانه تا  تا زیر ناف ر ا بپوشاند.  ا.

3- البته عورت مردان كه از سرناف تا زير زانوا ميباشد ، با احرام پت شود ، زانوهاي مردان نيز شامل عورت است كه آشكارشدن آن ترك فرض ميگردد . اما براي زنان لباسهاي شان حكم احرام را دارد كه بعد ازوضو يا غسل اين لباسهاي پاك پوشيده ميشود .

4-         دو ركعت نفل بعد از احرام بخواند.

ازينكه اكثر حاجی هاي افغانستان حج ( تمتع ) ميكنند ، يعني اول وقتي ميروند عمره ميكنند ، وبعد از آن موهاي خود را كم ميكنند و در مكه مكرمه ميباشند تا كه روز هاي حج فرضي بيايد ، بناء اول بايد نيت عمره نمايد .

( اللـهم اني اريد العمرة فيسره لي و تقبلـه مني )

خدايا من اراده عمره نموده ام آنرا برايم آسان بگردان وقبول نما .

بعد از نيت تلبيـه بگويد :

( لبیک اللهم لبيك – لبيك لا شريك لك لبيك – إن الحمد والنعمة لك والملك – لا شريك لك )

3-      وقتي تلبـه گفت محرم شد ، بايد از آن چيزهاييكه بالاي محرم حرام است اجتناب نمايد .

4-      هرگاه درزينه ، موتر ، طياره ، بلند وغيره بالاي يا پايان ميشود تلبيه گويد ، همچنان وقتي سواره ها را ميبيند ، تلبيــه گويد .

مستحبات احرام

& مستحب است بر حاجی قبل از پوشيدن احرام: كوتاه كردن بروت و ناخنهاي دست و پاي خود و موهای بدن كه قابل تراشيدن باشد، تا اينكه بعد از پوشيدن احرام و نيت كردن مجبور نشود تا اين اعمال را انجام دهد زيرا بر او حرام مي شود .

& همچنين مستحب است غُسل كردن و استعمال عطر و بوي خوش، و اينكه احرام او سفيد رنگ باشد و بستن احرام بعد از يكي از نمازهاي فرض و يا سنت .

و در پايان از خداوند بزرگ خواستاريم كه اين مختصر آداب و راهنماي حج و احكام آن مورد استفاده برادران قرار گرفته از خداوند خواهانيم آنرا خالصاً براي رضا و خوشنودي خود قرار دهد .

آداب حج

حج عبادتيست كه به محاسن و آداب آراسته شده، از حاجي خواهان بجا آوردن است، چناچه الله رب العزت مي فرمايد: [ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَجِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ] (البقرة:197).

ترجمه: حج در ماههاي معيني است پس هر كس در اين [ماه] ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداندكه] در اثناي حج همبستري و گناه و جدال [روا] نيست و هر كار نيكي انجام مي‏دهيد خدا آن را مي‏داند و براي خود توشه برگيريد كه در حقيقت بهترين توشه پرهيزگاري است و اي خردمندان از من پروا كنيد .

اطلاق کلمه ی« رفث» برجماع و فحشاء و انواع سخن و اعمال فحش می گردد. ومراد از «فسوق» تمام معاصی و گناهان است، و هرچه «جدال» عبارت از دعوا و مخاصمه ای باطل و ناحق که در آن هیچ فایده مشروع موجود نباشد. اما آن مجادله ای که در آن فایده خیر باشد مانند مجادله ای علمی و بحث های شرعی، امر بالمعروف و نهی از منکر و سایر بحث های مفید در این آیه داخل نیست.

 زيرا مي دانيم كه حج عبادتي است، بردارنده اي شهوت و خواهشات مادي و تلذذات نفسي، و تمريني است براي بنده جهت تخفيف و سبك دوش ساختن خود از اين ماديات، همچنان اكتفاء به اقل موجود و قناعت به چيزي كم ونيز تغيير عادت به ماده، بالمقابل تعود و عادت دادن نفس به معنويات، از اين رو شخصي كه خود را ملبس به اين عبادت ساخته لازم است تا اندكي از اين اشياء كه همواره مصروف و مشغول كننده انسان از معنويات بوده، خود داري كند؛ تا بتواند به وجه احسن و با فكر فارغ از ماديات حضور خدا جل جلاله را يافته، عبادت او تعالي را بنمايد.

همچنان مناسب حال وي نيست كه مرتكب كاري شود، كه الله متعال از آن منع و نهي نموده است؛ چه از امور زنان باشد و يا ساير اقوال و افعال ممنوعه.

بايستي حاجي با اخلاق بوده با برادران ديني خود رفتار و كردار نيك داشته باشد و به آنان كمك كند و آنان را از كارهاي ناشايسته بر حذر دارد، امر به معروف و نهي از منكر كند و آنان را با موعظه حسنه و حكمت به سوي تمسك به اسلام دعوت كند و خوبي و احسان به فقراء كرده صدقه در راه خدايتعالي بدهد و باريتعالي را حمد و ثناء و شكر و سپاسگذاري و ستايش كرده قرآن را تلاوت كند و لبيك بگويد .

و بايستي از دشنام دادن و اذيت مسلمانان با قول و عمل و جدال به باطل و دعوا و غيبت مردم و دوجابگوئي و مسخره و استهزاء و شهادت به زور و غير از اينها از محرمات بر حذر باشد هميشه و بخصوص در اين روزهاي فضيل و مبارك .

عدم ضرر رساندن: درهنگام مراسم حج كوشش نمايد كه براي كسي ضرر نرساند، كدام حاجی ضعيف را تكليف ندهد، زيرا تكليف رساندن به ديگران ثواب حج را باطل ميكند، بسياري از مردم كوشش ميكنند با هرشكلي كه شود حجر الأسود را بوسه كنند بناء سبب اذيت ديگران شده خود را بدانجا ميرساند درحاليكه بوسيدن حجرالاسود درصورت ضرر رساندن به مردم حتمی نيست .

بسياري مردم خانم، مادر وپدر ضعيف خويش را بزور به غار حرا بالا ميكنند رفتن به غارحرا نه فرض است ونه هم شامل مناسك حج .

هرگاه شخص محرم در حال احرام باشد؛ نزديك شدن به همسرش و همينگونه دواعي و اسباب ترغيب كننده به اين عمل قطعا بروي حرام است، پس زمانيكه دواعي مقاربت به همسر حلالش به سبب حج و احرام بر شخص حرام باشد، دواعي جلب فتنه در مقابل نامحارم و بيگانگان به طور اولي و اشد حرمت دارد.

ازينرو بايد در اين باب خيلي محتاط بود تا مبادا به سهل انگاري و بي توجهي مرتكب حرام و نا روا نگرديم.

مشاهده اين معني زماني ازدحام در مشاعر مقدسه (منی، مزدلفه وعرفات) واضح است. آنجا به و ضوح دیده میشود که عدم تمیز بین مردها و زنان بوده و اختلاط آنها در میادین، بازارها و خیمه ها و نیز مشاهده می گردد که برخی زنان به طور بی باکانه تزئین می نمایند و بنحوی استعمال عطر نیز احساس می گردد؛ که همه ای این موارد مفاسد بزرگی در پی داشته  و اکثرا اثرات مثبت حج را به باد فنا می گیرد.

برای ما منحیث حاجی مسلمان، کافی نیست که صرف خود اجتناب کنیم بلکه به عنوان آداب حج و واجبات آن، لازم و ضروری است تا وجیبه ای امر به نیکویی و بازداشتن از بدی ها را ایفا کنیم زیرا که تجدید پیمان با خداوند توانا د رخانه او (بیت الله الحرام) بستیم؛ و تقاضای بندگی همین است که انسان مسلمان منحیث خلیفه ای خدا در روی زمین احکام خداوند را تطبیق نموده دیگران را هم به تطبیق آن امر نماید و خود از بدی ها و گناهان اجتناب نموده دیگران را نیز منع دارد. به ویژه در اماکن مقدس مشاعر و ایام مبارک حج .

ما همه میدانیم که تنظیف مکه و مشاعر مقدس( منی، مزدلفه و عرفات) از گندگی های کثافات وجمع آوری ظروف مصرف شده در غذاها و غیره، به دها هزار نفر کارکن در تنظیفات نیاز دارد؛ و به به مثل این عدد به افراد جهت تنظیم ترافیک و رفت و مرور ضرورت است.

پس آیا مناسب ولازمی نیست که دوچند فوق ویا بیشتر از این عدد اشخاص برای تنظیف و پاکسازی مشاعر مقدسه از منکرات و معاصی مشغول شوند؟

 هر آئینه ضرورت ونیاز به پاکسازی معنوی این زمین مبارک از گناهان و مخالفت های شرعی زیادتر بوده به نسبت پاکسازی ظاهری و حسی آن از کثافات و اشغال.

واین کار خیلی آسان و سهل بوده نمی توان گفت که کار حکومت ها و دولت ها است، بلکه کار هر مسلمان است که امر به نیکویی و منع از بدی ها کنند و این اعمال (اختلاط و آمیختن زنان با مردان) و بی باکی برخی زنان به امر حجاب و پرده داری از مردان نامحرم، از شدیدترین منکرات به حساب می آید.

این کار آسان را هرکدام از مسلمانان می توانند به خوبی و آسانی بدون جنجال و دعوا و جدال انجام دهند.

این کار (وظیفه منع منکرات) زیرا خیلی ضروری و با اهمیت است که، گناه و معصیت در هر حال و هر جا حرام بوده اما در مکه ویا مشاعر مقدسه(منی، مزدلفه و عرفات) و در حالت احرام شدید ترین حرمت را در پی دارد. زیرا این مکان مقدس چنانچه اجر وپاداش نیکویی در آن زیاد است سزای جریمه و گناه نیز در مضاعف و چند برابر خواهد بود. از همین روست که خداوند تبارک و تعالی می فرماید : [وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ] ( الحج: )25.

 ابن أبي شيبة در مصنف خود از مجاهد روايت نموده كه فرمودند: "كان لعبد الله بن عمرو - رضي الله عنه - فسطاطان أحدهما في الحل، والآخر في الحرم، فإذا أراد أن يصلي صلي في الفسطاط الذي في الحرم، وإذا أراد أن يعاتب أهله عاتبهم في الذي في الحل.."[1]

عبدالله بن عمرو- رضي الله عنه- دو خيمه داشتند، يكي در زمين حل و ديگرش در زمين حرم ، هرگاه مي خواست تا نماز بخواند در خيمه اي زمين حرم نماز مي خواند، و هرگاه مي خواست تا اهل خويش را معاتبه نمايد در خيمه اي كه در زمين حل واقع بود، ايشان را معاتبه مي نمود.

همچنین حاكم روایت نموده و آنرا تصحیح نیز کرده از ابن عباس که فرمودند : "أقبل تُبَّع يريد الكعبة، حتي إذا كان بكُراع الغميم، بعث الله تعالي عليه ريحًا لا يكاد القائم منها يقوم، فإذا قام سقط وصرع، فقعد، ولقوا منها عناء عظيمًا فدعا تُبَّع أحباره وقال لهم: ما هذا الذي بعث عليَّ؟ قالوا: تُؤَمِّنُنا؟ قال: أُؤَمِّنُكُم، أنتم آمنون. قالوا له: فإنك تريد بيتًا منعه الله تعالي ممن أراده. قال: فما يُذهب هذا البلاء عني؟ قالوا: تتجرد في ثوبين، ثم تقول: لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد، والنعمة لك والملك، لا شريك لك، ثم تدخل فتطوف، فلا تهيِّج أحدًا من أهله. قال: فإن أنا أجمعت علي هذا ذَهَبَتْ عني الريح، وذهب عني العذاب. قالوا: نعم. قالوا: فتجرد لله تعالي، ثم لبي، فأدبرت الريح كقطع الليل المظلم". [2] پادشاه تبع به قصد ويراني كعبه آمد تا اينكه به منطقه { كُراع الغميم } رسيد، خداوند تبارك وتعالي بالايش باد تندي فرستاد كه احدي نمي توانست در مقابل آن بايستد، هرگاه كسي مي خواست در برابر آن استاده شود، بر زمين مي افتيد. آنها مشكل عظيمي را مقابل شدند؛ تبع احبار(علماي در بار) خود را خواست از ايشان پرسيد: اين چه حاليست كه برسرم آمده؟

احبارش براي وي گفت: به شرط پاسخ ات را خواهيم گفت كه ما را امن بدهي؛ گفت: شما در امان هستيد هرچه گفتيد در امان خواهيد ماند، گفتند: تو ارادۀ ويراني خانۀ را داري كه خداوند توانا آنرا منع قرار داده است و آنرا از شر كسانيكه مي خواهند آنرا ويران كنند، محفوظ گردانيد است. گفت: پس چه چیز این بلاء و مصیبت را از من دور ساخته می تواند؟ گفتند: خود را در دولباس ملبس بساز(احرام بپوش) سپس بگو "لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد، والنعمة لك والملك، لا شريك لك" سپس داخل مکه شو و طواف کعبه را بنما؛ وی گفت: آیا اگر این کارها را بنمایم این باد تند از من دفع می شود؟ و این عذاب موجود از من دفع خواهد شد؟ احبار گفتند: بلی؛ پس وی خود را از در دو لباس مجرد ساخت و تلبیه گفت تا اینکه خداوند جل جلاله باد ها را دفع نمود.

حاجي گرامي! هنگام داخل شدن در نسك بر تو واجب مي شود كه از گناهان دوري كني، و ذكر خدا و تلبيه را بسيار بگوئي، و از غيبت و عيب جوئي، و سخن چيني، و دعوا و جنجال كه بسيـار ميـان بعضي از مـردم رخ مي دهد ـ خدا آنها را هدايت كند ـ و حج و عمره را فاسد مي كند برحذر باش.

همچنين بر تو واجب است كه چشمان خويش را فرو گيري، و گوش خويش را از شنيدن حرام نگه داري، و به سوي خداي خود توجه كني، و تلبيه را ادامه داده و ذكر و ياد خدا كرده و قرآن تلاوت نمايي، فقط به عبادت و ذكر خدا مشغول باش،  از خدا براي تو خواهان قبول و ياري هستيم، و از خدا بهترين اعمال و بهترين حاجات خواهانيم.

متأسفانه امروزه دیده میشود که برخی حجاج فحش و ناسزا می گویند، سخن نادرست از ایشان شنیده می شود. همچنان  غیبت ها شنیده می شود و استهزاء به غافلین و ساده لوح ها به منظور ساعت تیری و خوشگذرانی و... آیا این مردم حج شان را خواهد حفظ کرد؟ و آیا تعظیم مقدسات شانرا خواهند کرد؟

از همین روست که میان برخی حجاج جدل، جنگ و دعوا صورت می گیرد. با سبب و یا بدون سبب، دیده می شود که این جنگها و جدلها در موترها، برسر آب، هنگام رفت و آمد ها، و... واقع می شود. پس آیا چگونه این فعل شان در مقابل این فرموده خداوند جلت عظمته: (( فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِي الْحَجِّ )) توجيه گردد؟

به يقين مي توان حكم كرد كه حسن خلق و گفتار نيكو و طعام دتدن وصدقه كردن، از بزرگترين وسايلي نزديكي و تقرب به خداوند (جل جلاله) به شمار مي آيد خاصتا در اين مشاعر و اين اماكن مقدسه.

در اینجا ضروری می دانم تا از علماء، طلاب علم، دعوتگران واهل خیر بخواهم، تا به این نکته توجه کنند که اشتغال ایشان به نفع رساندن به مردم و حجاج و تعلیم و کمک به حجاج، بهتر است برای شان از اشتغال در عبادات انفرادی خود.

زیرا اشتغال به عبادات نفلی تنها به خود ایشان سود مند و فاید رسان است اما اشتغال به دعوت و اصلاح مردم به ویژه حاجیان بیت الله الحرام فایده متعدی و همه جانبه است.

و این تنها فرصتی است که الله رب الغرت در این موسم عظیم به اینها داده تا از یکطرف مسؤلیت سنگین شانرا اداء کنند و از طرفی هم برای دیگران مصدر خدمت و سودمندی گردند.

قدوه، اسوه و حجت در این باب حجة الوداع آنحضرت ^  است که اوشان ^ همواره با مردم در تعلیم وتربیه و هدایت و افتاء مشغول می شدند و مصروف همکاری و احسان با مؤمنین بودند.    



[1] - أخرجه ابن أبي شيبة (14096)، والبيهقي في شعب الإيمان (4019).

[2] - أخرجه الفاكهي في أخبار مكة (67)، الحاكم (3464)، والبيهقي في شعب الإيمان (4009) بألفاظ متقاربة، عن بن عباس رضي الله عنهما. وقال الحاكم حديث صحيح على شرط الشيخين.اهـ