حكم حج و تعریف آن

حج در لغت بمعنای قصد کردن و در اصطلاح شرعی بمعنای اداء نمودن عبادات معینی در زمان معین و در مکان معین است. اعمال آن مانند سایر عبادات اسلامی  بفرض واجب، سنت، مستحب، مكروه، حرام ، مفسدو مبطل تقسیم شده،

حج يكي از بزرگترين اركان اسلام و از بهترين قربات و طاعات نزد خداوند و زيارت خانه اوست كه اداي آن بر وجه صحيح و بدون معصيت باعث میشود حاجي به بهشت وارد شود .

خداوند جلت عظمته ميفرمايد: ) 3

 [خداوند حج خانه خود را بر تمام مردم واجب كرده، براي كسانيكه استطاعت آنرا داشته باشند] .

استطاعت شامل استطاعت مالي و بدني و ايمني راه رسيدن به مشاعر مقدسه ميباشد .

عبدالله بن عمر رضي الله عنهما از رسول اكرم e روايت میكند كه آن حضرت فرمودند: ((بني الاسلام علي خمس شهادة أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً عبده ورسوله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، وصوم رمضان، وحج البيت من استطاع سبيلاً )) . [2]

اساس و بنيان اسلام پنج است: گواهي دادن كه خدائي بر حق مگر خداي يكتا نيست، گواهي دادن كه محمد e بنده و فرستاده خداست، و اقامت نماز كردن، و زكات مال دادن، و روزه ماه مبارك رمضان گرفتن، و حج خانه خدا رفتن براي كسيكه استطاعت آنرا داشته باشد .

و همچنان در حديث ديگر ميفرمايد: ((أيها الناس إنَّ الله فرض عليكم الحج فحجوا)) . [3]   اي مردم خـداوند بر شما حج و زيارت خانه خود را فرض نموده پس به حج برويد .

و در حديث میفرمايد: ((من حج هذا البيت فلم يرفث ولم يفسق خرج من ذنوبه كيوم ولدته أمه)) . [4]

كسيكه زيارت و حج اين خانه يعني كعبـه را كرده، و در آن زيارت با زن خود نزديكي نكند و مرتكب معصيت نشود پاك ميشود از گناهانش مانند روزيكه از مادرش تولد شده [5] .

حج فقط يكبار در عمر واجب ميباشد چنانكه رسول الله e فرمودند: ((الحج مرة واحدة فمن زاد فهو تطوع)) . [6]    حج فقط يكبار واجب است و كسيكه بيشتر از يكبار به حج برود حج او نفل ميباشد .

بدون شك حج به عنوان ركن اعظم از اركان دين بوده كه فرضيت آن به نصوص قاطعي شرعي ثابت است پس كسيكه معتقد باشد كه حج فريضه نيست يقينا كافرشده اگرچه خودش حج هم كند همچنين كسيكه حج را به استهانت و سبك پنداشتن ترك كند وي نيز از دايره اسلام بيرون مي شود .

شروط وجوب حج

شرط های وجوب حج پنج است:

1 ـ مسلمان بودن .

2 ـ بالغ بودن .

3 ـ عاقل بودن .

4 ـ آزاد بودن يعني اينكه برده نباشد .

5 ـ استطاعت مالي و بدني و ايمن بودن راه رسيدن به مشاعر مقدسه .

و زن شرط ششم بر او اضافـه میشود و آنهم وجود محرم با او حال اينكه آن محرم شوهر او باشد و يا يكي از افراد خانواده كه بر او محرم مي باشند و نمي توانند با از ازدواج كنند چه از طريق نسب و چه از طريق سبب مباح مانند:   پدر، برادر، کاکا، ماما، شوهر مادر، شوهر دختر، پسر، پسر برادر، پسر خواهر، همه اينها چه اينكه از طريق شيرخواري باشند و يا از نسب .

احاديث زيادي در اين باره وارد شده كه از جمله اين احاديث حديث جبريل u كه رسول الله e در جواب سؤال او چنين فرمودند: ((الإسلام أن تشهد أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً رسول الله وتقيم الصلاة وتؤتي الزكاة وتحج البيت وتعتمر وتغتسل من الجنابة وتتم الوضوء وتصوم رمضان)) .[7]. اسلام اين است كه شهادت دهي كه خدائي بر حق نيست بجز خداي يكتا، و محمد e فرستاده خداست، و بجا آوردن نماز و زكات مال دادن و حج خانه خدا رفتن و عمره كردن و غسل از جنابت كردن و با تمام و كمال وضوء گرفتن بطوريكه اعضاي وضوء به آن آب برسد و روزه ماه مبارك رمضان را گرفتن .

امام مسلم در صحيح خود از عايشه رضي الله عنها روايت مي كند كه گفت: ((يا رسول الله هل علي النساء جهاد؟ قال: عليهن جهاد لا قتال فيه: الحج والعمرة)) . [8].

اي رسول خدا آيا بر زنان جهادي هست؟ فرموند: جهادي واجب است كه در آن كُشت و كُشتاري نيست و آنهم حج و عمره مي باشد .

انواع حج و نسک

به تأسي از سنت رسول الله ^   و خلفاء الراشيدين مي يابيم كه نسكهاي حج به سه نواع است:

1-              حج تمتع

2-              حج قران

3-              حج افراد

در ميقاتگاه و یا قبل از رسیدن به میقاتگاه حاجي احرام بسته و به يكي از نسكهاي سه گانه نيت مي كند .

1 ـ صفت حج تمتع: حاجی فقط براي عمره در يكي از ماه هاي حج احرام مي بندد، و ماه هاي حج: شوال، و ذي القعده، و ده روز از ماه ذي الحجه ميباشد .

پس نيت و قصد كرده آنرا بر زبان مي آورد و مي گويد: لبيك عمره، و يا اللهم لبيك عمره، و يا با زبان فارسي مي گويد: واجب كردم بر خود عمره، و يا بار إلهي من قصد عمره كردم .

حاجي در ميقاتگاه نيت مي كند و وقتي به مكّه رسيد هفت بار دور خانه كعبه طواف مي كند، و هفت بار سعي مي كند بين كوه صفا و كوه مروه .

هفت بار طواف دور كعبه از حجر الأسود شروع كرده و به آن پايان مي دهد و اين يك شوط و يا يك دور مي نامند .

و هفت بار سعي كه از كوه صفا شروع كرده تا اينكه به كوه مروه برسد و اين را يك دور مي گويند، بطوريكه بار هفتم بايستي در مروه سعي او بپايان برسد .

بعد از سعي موي سر خود را تراشيده و يا كوتاه مي كند، و در اينجا از لباس احرام بيرون مي آيد و حلال مي شود از آنچه قبلاً بر او حرام بوده .

سپس روز هشتم ذوالحجة از خانه خود در مكّه احرام بسته و اعمال حج را انجام مي دهد .

2 ـ صفت حج قِران: حاجي به عمره و حج با هم نيت كرده احرام مي بندد و يا به عمره فقط، سپس حج را در عمره داخل مي كند قبل از اينكه به طواف عمره شروع كند، و مي گويد: لبيك عمرة وحجاً ـ و يا اللهم لبيك عمرة وحجاً و با زبان فارسي: واجب كردم بر خود عمره و حج ـ و يا بار إلهي من مي خواهم عمره و حج بكنم و همه اينها نيت با قلب كرده و آنرا بر زبان مي آورد در حاليكه در ميقات مي باشد، و وقتي به مكّه رسيد طواف قدوم كرده و سعي بين كوه صفا و كوه مروه مي كند ولي موي سر خود را تراشيده و يا كوتاه نمي كند، و در احرام خود باقي مانده تا اينكه روز عيد يعني روز دهم ذوالحجه بعد از اعمال حج از احرام بيرون آيد .

و اگر خواست سعي بين كوه صفا و كوه مروه را به تأخير انداخته و آنرا بعد از طواف افاضه يعني طواف زيارت انجام دهد جايز است .

3 ـ صفت حج إفراد: حاجي فقط به حج احرام مي بندد و ميگويد: لبيك حجاً و يا اللهم لبيك حجاً و با زبان فارسي: واجب كردم بر خود حج، و همه اينها را با قلب نيت كرده آنرا بر زبان مي آورد در حاليكه در ميقات است .

و وقتي به مكّه رسيد طواف قدوم كرده و سعي بين كوه صفا و مروه را به بعد از طواف قدوم تقديم مي دارد، ولي موي سر خود را تراشيده و يا كوتاه نمي كند بلكه در احرام باقي مي ماند مانند كسيكه حج قِران مي رود تا اينكه روز دهم ذوالحجـه يعني روز عيـد قربان تحلل كرده و از احرام بيرون آيد .

و اگر خواست سعي حج را به تأخير انداخته تا اينكه بعد از طواف افاضه يعني طواف زيارت انجام دهد جايز است و بر او هيـچ كفاره اي واجب نيست به خلاف حج تمتع .

كداميك از نسكهاي سه گانه بهتر و افضلتر است؟

بيشتر علماء و دانشمندان اسلام بر آن هستند كه حج قِران بهتر است براي كسانيكه با خود قرباني همراه دارند اقتداء و تأسي به رسول الله e، زيرا ثابت است كه حج آن حضرت e حج قارن بوده و با خود قرباني همراه داشته، و علماي اسلام اضافه مي كنند كه حج تمتع بهتر است براي كسانيكه با خود قرباني همراه ندارند، چون رسول الله e امر فرمودند به صحابه و ياراني كه همراه او به حج مي رفتند و با خود قرباني همراه نداشتند تا حج خود را به حج تمتع تبديل كنند .

زمان ومیقاتگاه حج

زمان : حج غبارت بوده از شوال، ذوالقعده و ده روز ذوالحجه كه در اين مدت شخص مي نواند احرام بسته روانه حج شود، و آغاز احرام ونيت در همين ماه ها صحيح و درست است.

اما ميقاتگاه :

ميقات جائي است كه حـاج از آنجا به حج و يا عمره احرام مي بندد و در آنجا نيت مي كند.

مواقيت عبارتند از: 1 ـ ذوالحليفة : كه آنرا (أبيار علي) ([9]) مي نامند و آنهم در مدينه منوّره مي باشد، و براي كسانيكه از مدينه به حج مي روند مي باشد و با مكّه (450) كيلومتر فاصله دارد، و فاصله آن با مدينه (3) كيلومتر است .

2 ـ الجحفة : و آنهم براي كسانيكه از كشورهاي شام (يعني سوريه و أردن و لبنان و فلسطين) و يا كشور مصر به حج مي روند تعين شده كه نزديكي شهر رابغ قرار دارد و با شهر رابغ (17) كيلومتر فاصله دارد و با شهر مكّه مكرمه (187) كيلومتر فاصله دارد و در حال حاضر بيشتر مردم از خود شهر رابغ به حج و يا عمره احرام مي بندند .

3 ـ قرن المخارج يا قرن المنازل:  كه آنرا سيل الكبري مي نامند و در نزديكي شهر طائف قرار دارد و فاصله آن با شهر مكّه مكرمه (94) كيلومتر است، و آنهم براي كسانيكه از نجد (شهر رياض و شهر قصيم و شهرهاي ديگر آن) به حج و عمره مي روند مي باشد . و آنجا ميقات اهل نجد، تمامي اهالي شرق عربستان(شيخ نشينان خليج)، عراق، ايران، و كساني است كه از آن راه مي روند، و در حال حاضر مقابل و برابر آن (وادي محرم) كه در جاده (الهدا) غربي شهر طائف، كه تا مكه (75) كيلومتر فاصله دارد، ميقات اهل طائف، و كساني است كه از آن راه مي روند و در حقيقت ميقات مستقلي نيست.

4 ـ يلملم: كه در نزديكي شهر مكّه مي باشد و براي كسانيكه از كشور يمن به حج و يا عمره مي روند تعين شده و در جنوب شهر مكّه واقع است و فاصله آن با مكّه (94) كيلومتر است .

5 ـ ذات عرق: براي كسانيكه از كشور عراق به حج و يا عمره مي روند معين شده كه در شمال شرقي شهر مكّه واقع مي باشد و فاصله آن با شهر مكّه (94) كيلومتر است .

در این ميقاتگاه حاجي احرام بسته و به يكي از نسكهاي سه گانه نيت مي كند همچنان حاجی می تواند قبل از این میقات گاه ها نیز احرام ببندد  .

برخي از آدابي كه بايد قبل از سفرحج در نظر گرفته شود

هرگاه مسلمان عزم نمود تا براي زيارت خانه خدا برود، بايستي اين اعمال را انجام دهد:

1 ـ توبه: توبه و استغفار كند از تمامي گناهان و اينكه توبه او خالصانه و نصوح بوده شروط توبه كامل شود

و شروط توبه عبارتند از:

& ترك معصيت و دوري از آن .

& پشيمان بودن از آنچه گذشته و عزم و اراده كردن كه به چنين عمل ناشايسته باز نگردد، و اگر چيزي باشد كه متعلق به مردم دارد آنرا به اصحابش برگرداند و يا اينكه از آنان بخشش بطلبد .

& بايد توبه وقتي باشد كه نزد خداوند مورد قبول قرار گيرد و آنهم قبل از مردن و دنيا را وداع گفتن و قبل از اينكه آفتاب از مغرب طلوع كند .

و نیز از کسانيکه در حصه شان جفا کرده ايد معذرت و بخشش بخواهيد

2 ـ اخلاص در اعمال و كردار: قصد زيارت خانه خدا بايستي خالصاً براي رضا و خوشنودي باري تعالي باشد و در آن رياء و شهرت و مفاخرت بكار برده نشود، و براي اينكه به او بگويند (حاجي) نباشد بلكه چنانكه گفتيم خالصانه براي رضاي خدا و پاداش روز رستاخيز باشد، زيرا تمامي اعمال و كردار انسان بستگي به نيت او دارد و هر نيتي كرد همان خواهد بود، چنانكه قبلاً ذكر كرديم رسول الله e فرمودند: ((إنَّما الأعمال بالنيّات وإنَّما لكل امرئ ما نوي)) . [10]

همانا كه تمامي اعمال بستگي به نيت انسان دارد و همانا هر كسي هر نيتي كرد همان نيت منعقد خواهد شد.

3 ـ اگر بين او و بين پدر و مادر خود سوء تفاهم بود از آنها بخشش و معذرت بخواهد و براي آنها دعاء كرده و از ايشان رضايت بطلبد، و اگر با قومان و خويشاوندان خود قطع رابطه دارد هر چه زودتر با آنان صلح كند، رسول الله e فرمودند: ((لا يدخل الجنّة قاطع رحم)) .[11] كسيكه صله رحم خود را قطع كرده به بهشت داخل نمي شود .

و اينكه با همسايگان خود رفت و آمد داشته به آنان خوبي كند، چنانكه رسول اكرم e فرمودند: ((لا يدخل الجنّة من لا يأمن جاره بوائقه)) .[12]

به بهشت داخل نمي شود كسيكه همسايه او از دست او در امان نباشد .

4 ـ حتي الامكان قضاي دين را كرده امانتها را به صاحبانش برگرداند، و اگر نتوانست اين كار را انجام دهد از اصحاب دين و امانتها اجازه حج رفتن بخواهد .

5 ـ براي حج خود بهترين نفقه از مال و پاكترين آنها ذخيره و اختيار كند كه در آن شبهه رباخواري و حرام نباشد، زيرا خداوند پاك است و قبول نمي كند مگر مال پاك را، و همچنين وصيت خود را قبل از رفتن بحج نوشته و بر آن شاهد قرار دهد .

6 ـ براي خود دوستان و همراهان خوب و باتقوي و نيكوكار اختيار كرده تا او را در اعمال و مناسك حج كمك و راهنمائي و ياري كنند یعنی يك شخص عالم، صالح، نيكوكار، را هم سفر خود درحج انتخاب كنيد

7-  حلال بودن پول برای مصرف حج یعنی مصارف وي بايد از پول حلال باشد : بعضي اشخاص كوشش ميكنند كه به هرشكلي كه ميشود پول بدست آورند تا به حج بروند ، بايد دانست كه اول پول حرام هيچ ثوابي به حج ندارد ، دوم اينكه به رحمت خداوند دو بناي اسلام ( زكات وحج ) بالاي فقيران وكسانيكه توانايي مالي ندارد هيچ فرض نميباشد. پس چرا با اموال نامشروع خود را مكلف به اين وجيبه نماييم ؟ زيرا اگركسي براي شما خوراك بسيار خوبي را آماده نمايد ولي شما متوجه شويد كه درآن به اندازه بسيار كم مرداري افتاده است، آن غذا را نميخوريد، بناء هرگاه شما قصد حج ميكنيد ودرپول تان يك افغاني هم پول حرام باشد ، خداوند متعال حج شما را نميپذيريد اگرچه فریضۀ حج به آن اداء می شود، اما تأثیر آن در اصلاح و اجر بردن نخواهد بود چنانچه در حدیثی از آنحضرت-صلي الله عليه وسلم- روایت گردیده :  (عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ لاَ يَقْبَلُ إِلاَّ طَيِّبًا وَإِنَّ اللَّهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ فَقَالَ ( يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ) وَقَالَ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ) ». ثُمَّ ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ أَشْعَثَ أَغْبَرَ يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَي السَّمَاءِ يَا رَبِّ يَا رَبِّ وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَمَشْرَبُهُ حَرَامٌ وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ وَغُذِي بِالْحَرَامِ فَأَنَّي يُسْتَجَابُ لِذَلِكَ ».[13]

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است: که رسول الله- صلي الله عليه وسلم- فرمودند: ای مردم! خداوند پاك است وبدون از چيزهاي پاك مرداري هارا نميپذيرد .

با وجود این همه اگرچه فرض از گردن وی ساقط ميگردد ولی برايش ثواب واجر نميباشد .

8- توجه به حالت فقيران وسايرحق داران : بعضي از اشخاص بالاي غريبان ترحم نميكنند ، زكات كه يك ركن اساسي مثل حج وقبل ازحج ميباِشد، فراموش ميشود، حقوق فقرا را درنظر نميگيرند، كسانيكه خود شان به شكم سير خواب ميكنند و همسايه هاي شان گرسنه ميخوابند، اصلا ايمان شان قبول نميگردد

بناء براي كسانيكه بالاي شان حج فرض ميگردد، كمك ومساعدت فقراء نيز فرض ميباشد كه فراموش اين احكام ضرر به عبادت آنان ميرساند .

9-  بعضي از مردم دروقت رفتن به حج وبعد از بر گشت بوطن مهماني هايي بسيار شانداري ترتیب ميكنند كه اين مهماني ها سبب خستگي تمامي اعضاي فاميل شان ميگردد  بخصوص سنوهاي طفل دار آنان كه روزانه صدها نان پخته و ديگ هاي زيادي را بار ميكنند ، كه اين ظلم براي يك حاجی جايز نبوده ، زيرا هرگاه عبادت انسان سبب درد ورنج براي ديگران گردد، مورد قبول بارگاه الهي قرار نميگيرد . همچنان درين مصارف يکنوع ريا کاری نيز ميباشد که حاجی بايد از رياکاری هاخود داری نمايد .

10- اخلاص وتواضع را جدا مراعات نمايد، يعني اول تمامي اعمال صرف بخاطر رضايت خداوند متعال باشد، براي خداوند عهد نمايد كه خدايا من اين اعمال را با مصارف پول، تكليف سفر صرف بخاطر رضايت خودت مينمايم .

درهنگام حج و وقت برگشت نهايت متواضع وشكسته باشد، هيچگاهي قصه هاي خود ساختـه و براي بهترجلوه دادن خود براي مردم نكند زيرا عبادت يك رازي است بين بنده وخدا .

11- بالاي شخص فلج، شيخ فاني، نابينا و درجانشسته ضرور نيست كه حتما خودش به حج برود بلكه در صورت فرضيت حج بالايش، ميتواند كسي را به عوض خويش بفرستد، تا براي او حج نمايد . 

12- كساني هستند بخاطر نداشتن پول هديه براي اقارب، حج را تأخير ميكنند كه اين كار گناه پنداشته ميشود. هديه حج صرف خرما و آب زمزم درصورت توانايی کافی است . خود سازی های بيجا نوعی از ريا کاری و تکلف است؛ که به عوض ثواب گناه دارد .

13- ذکردر راه حج واجتناب از منکرات : درحج از ضياع وقت، مزاح، جنگ وساير كارها خود داري نمايد، وبمجرد حركت از خانه زبان خود را به ذگر خداوند مصروف نمايد .

14 - حج بمجرد توانايي بالاي انسان فرض ميگردد، تأخير آن براي زمان پيري سبب گناه ميگردد .

15- بعضي از اشخاص به عوض اينكه حجش قبول گردد دو باره قاتل بر ميگردد، زيرا درهنگام زدن شيطان چنان شتاب ميكند كه مردان وزنان ضعيف زير پايش ميشوند، او درحاليكه شيطان را به سنگ ميزند خود شيطان گشته است . كسيكه تقوا وحقوق ديگران را درحج مراعات نميكند رفتن به حج برايش به عوض اجر سبب گناه ميشود  .

16- بعضي از مردم درهنگام حج از خيرات ها و كمك های مردم، خود را حاجی ميسازند درحاليكه حج بالاي اغنياء فرض است وهرگاه كسي غني باشد، خوردن خيرات وصدقات برايش ناروا ميباشد .



[1] - [آل عمران 97] .

[2] - [متفق عليه] .

[3] - [مسلم] .

[4] -[متفق عليه] .

([5]) مقصود از عدم جماع و نزديكى با زن خود در وقت اداى مناسك در روزهاى عرفه و مزدلفه و منى مى باشد .

[6] - [أحمد والدارمي] .

[7] - [ابن خزيمة والدارقطني]

[8] - [مسلم]

([9]) أبيار و يا آبار علي: دره اى است در اطراف دره عقيق در مدينه بر دست راست كسيكه از مدينه به مكّه مىرود از راه و جاده هجرت، يعنى چاههاى علي، و اين نام از قصه دروغين و ساخته شده از بعضى از فرقه هاى گمراه گرفته شده كه علي t با جن در آنجا مقاتله و كشتار كرد، و نبايستى ما اين نام را استعمال كنيم بلكه بايد نامى كه حضرت رسول الله e به آن ناميده استعمال شود. (راجع شود به كتاب: معجم المناهي اللفظيه ص 64 چاپ جديد نوشته د. بكر بن عبدالله أبوزيد) .

 [10]-  [متفق عليه] .

[11] -   [متفق عليه] .

[12] -   [مسلم]

[13]  [ مسلم ]