بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

اقتصاد با اهمیت حیاتی ایکه برای جوامع انسانی دارد ، در همه مکتب ها برای خود جایگاه ویژه ایرا اختصاص داده که حتی کم است ، بعضی از افراد و مکاتب فکری در مقام اقتصاد آنقدر غلو نموده و ایمان بالماده را جانشین همه اصل ها و ارزش ها بسازند .

مسلماً این طرز تلقی غلط افراطی و عدول از مرز اصلی نقش اقتصاد در حیات فرد و جامعه بشمار می رود .

وبر عکس عده ای دیگر نا آگاهانه اقتصاد و مادیات را کلاً عامل همه ناروایی و نابسامانی ها دانسته یک چیز بی ارزش جلوه میدهند .

بهر صورت نه آن افراط گری قابل پسند است که اقتصاد را برتر از انسان و ارادۀ او و بزرگتر از ارزش های قبول شدۀ انسانی بدانیم . و نه هم آن تفریط را در مورد اقتصاد میتوان پذیرفت که بعضی ها آنرا پدیدۀ بی ارزش تعریف مینمایند .

زیرا اقتصاد همیشه منحیث وسیله ، نقش مؤثر در تأمین خواست های مشروع و نامشروع مادی و معنوی انسان دارد .

و این خود انسان است که اقتصاد را برای برآورده ساختن امیال فاسد نفسانی خود بضرر خلق الله و جوامع انسانی بکار میبرد .

یا برعکس از اقتصاد سالم ، برای رفع نیاز مندی های مادی و معنوی خود و جامعه استفاده های مجاز و سلیم مینماید . و چنین اقتصاد مورد تأیید و تشویق اسلام است . که حضرت پیامبر اکرم ( ص ) در اینمورد فرموده اند :

( نعم مال صالح لرجل الصالح )

ترجمه :چه خوبست مال نیکو که برای مرد نیکو باشد .

بر مبنای اهمیت حیاتی اقتصاد است که در اسلام بمنظور تأمین عدالت اقتصادی در جوامع اسلامی نظام اقتصادی مشخص وضع گردیده است .

ملت ها و دولت های اسلامی با تکیه بر مبانی عالی نظام اقتصادی اسلام میتوانند راه رشد اقتصادی سالم را بهتر از هر نظام اقتصادی دیگر بپیمایند .

اما در بعضی محافل و مجامع سیاسی فرهنگی و ایدیولوژیک کشور ما پرسش هایی مطرح می گردد که قابل عطف است .

بطور مثال :

آیا اسلام میتواند به مشکلات اقتصادی جامعه راه حل ارائه کند ؟

و آیا در اسلام کدام سیستم اقتصادی مشخص وجود دارد ؟

الف

مسلماً اهل رشته و اهل تحقیق و مطالعه بدینگونه سؤالات پاسخ های لازم و قناعت بخش ارائه می فرمایند .

اما جوانان و حتی دانشمندان بی بهره و یا کم بهره از علوم اسلامی در مواجهت بچنین سؤالات پیچیده و خطیر ، از مواضع گونه گون به رد یا تأیید همچو سؤالات به جواب می پردازند .

متأسفانه همچو مناظرات و مناقشات سیاسی علمی اکثراً نتایج مطلوب و قناعت بخشی در قبال ندارد . و منتج به اختلافات عقیدتی سیاسی می گردد .

یگانه دلیل اینگونه گفتگوهای مباحثاتی در میان حلقات مختلفۀ روشنفکری کشور ، فقدان آگاهی لازم و اکادمیک از مسایل اسلامی و مخصوصاً در عرصة اقتصاد اسلامی است .

چگونه ممکن ومعقول خواهد بود به دینی که چندین قرن جامعۀ انسانی را رهبری وحاکمیت نموده، فاقد نظام ومکتب اقتصادی باشد.(1)

متأسفانه در سرزمین اسلامی افغانستان از گذشته ها بدینسو علمای بزرگ و متبحر اسلامی را مجال ویا فرصت تحقیق و نوشتن آثار جامع در زمینه بزبان های ملی پنبتو و یا دری نبوده است .

با درک مبرمیت این مسألة حاد علمی عقیدتی که گاهی جهات بسیار جدی سیاسی تبلیغاتی نیز پیدا میکند ، واجب بود تا پروژه ای علمی تحقیقی که جوابگوی برخی از مسایل اقتصاد اسلامی بطور عام باشد رویدست گر فته شود .

در مقدمه شایان ذکر است که قبل از ورود باصل موضوع سیستم اقتصادی را از علم اقتصاد تفکیک نمائیم . تا باشد که در جریان مطالعة مسایل مربوط به نظام اقتصادی اسلام ، در میان اصطلاحات و مفاهیم علم اقتصاد و نظام اقتصادی دچار اشتباه نگردیم .

اقتصاد بعنوان یک علم عهده دار تبیین واقعیت هایی است که در جامعة بشری و در روابط انسان با مسایل اقتصادی وجود دارد .

بعبارة دیگر علم اقتصاد از وضع موجود اقتصادی و علل پیدایش ثروت ، فقر ، تورم ، افزایش قیمت و غیره سخن میگوید .

بدون آنکه در بارة خوبی و بدی آنها قضاوت کند . یا به عادلانه بودن و انطباق آنها با حق و موازین صحیح انسانی کـــاری داشته باشد .

ولی اقتصاد بعنوان یک مکتب و نظام عبارت از قواعد و ضوابطی است که در یک مکتب فکری برای

رسیدن به هدف و مقصدی مشخص که آن مکتب بر اساس عقاید و آرمان های خود دنبال می کند ، مقرر

(1):وهبه الزحیلی ، الفقه الاسلامی وادلته ، مکتبة الرشیدیه ، کویته جلد7، ص4972

ب

شده است .

یا به این عبارت که نظام اقتصادی عهده دار توجیه و تبیین صحیح بودن یک روش اقتصادی یا نبودن آن و مطلوب بودن یا نبودن آن است .

به سخن دیگر ، علم اقتصاد میگوید که روابط اقتصادی چگونه هست !

و مکتب اقتصادی میگوید که این روابط چگونه باید باشد !

بنابر این وقتی گفته میشود که در اسلام مکتب اقتصادی ویژه ای وجود دارد ، باین معنی نیست که در فقه اسلامی احکامی در بارۀ عرضه و تقاضا و تأثیر آن بر قیمت ها یا شرایط تولید و توزیع و غیره مطرح شده است .

زیرا بحث در بارة همچو مسایل در عهدة علم اقتصاد است .

بلکه آنچه در فقه اسلامی مطرح می شود ، اینست که برای برقراری عدالت و موازنة اقتصادی چه احکامی باید به اجراء گذاشته شود !

احکام اقتصادی اسلامی تحت عناوین خاص خود بطور گسترده در کتب فقهی مطرح شده اند .

و واژه های حلال و حرام مشتمل بر موارد مجاز و قابل عمل ( حلال ) و موارد ممنوع و غیر قابل عمل ( حرام ) در مورد آنها بکار رفته است .

در این اثر بطور عمده مسایل ذیل اقتصاد اسلامی مورد تحلیل و ارزیابی قرار خواهند گرفت .

- بعضی از مفاهیم اساسی اقتصاد اسلامی .

- فعالیت های اقتصادی اسلامی .

- معاملات پولی و قیمت ها در نظام اقتصادی اسلام .

- نقش بانک ها در اقتصاد اسلامی .

- ارزیابی مقایسوی برخی از مسایل اساسی اقتصاد اسلامی و غیر اسلامی با مکتب های اقتصادی دیگر .

- شیوه های تطبیق و تعمیل نظام اقتصاد اسلامی در کشور .

- و در پایان مباحث متذکره به نتیجه گیری و تقدیم پیشنهادات و نظریات نیز پرداخته خواهد شد .

اقتصاد اسلامی را نمیتوان علم شمرد بلکه باید گفت اقتصاد اسلامی یک روش و برنامة عملی است .

زیرا معمولاً وقتی از کلمه علم استفاده میشود،مراد ابزاری است که به کمک آن وا قعیتهای جهان شناخته وتفسیر می گردد .

ولی از کلمۀ مکتب ومذهب در مواردی استفاده میشود که یک راه ورسم عملی درتنظیم زندگی اتخاذ گردد تابه کمک آن واقعیتهایی که تاهنوز وجود نیافته اند، تحقق بخشیده شوند . (1 )

(1) دوکتورحسن سبحانی ،دغدغه ها وچشم اندازهای اقتصاد اسلامی،تهران ،چ اول،1380ھ ش ، ص 8

ج

منظور ما ازکلمۀ اقتصاد اسلامی، سیستم اقتصادی است که درین سیستم، اسلام روشی بخصوص درتنظیم حیات اقتصادی دارد مجسم میگردد ، سیستم اقتصادی اسلام خود دارای یک پایگاه فکری است که مارا بدان رهنمون میکند .

دید گاه اسلام درمورد رشد اقتصاد تنها مشوق رشد مادی نیست ، بلکه رشد اقتصادی باید به تعالی روحی نیز کمک کند .

یا بعبارۀ دیگر : نظام اقتصادی اسلام عبارت است از طرح کلی وهماهنگی که خطوط اصلی ارزشهای مورد نظراسلام را از بعد عدالت اقتصادی برای رسیدن به اهداف اقتصادی جامعه نشان میدهد ،

این نظام جزءی ازنظام کلی اسلام به شمار میرود،رفاه وآسایش انسان را برای تأمین نیازهای مادی اودربارۀ تولید، توزیع و مصرف کالا ها وخدمات فراهم میسازد ،

این نظام به گونه ای است که درآن ازیکسو زمینه برای حفظ منافع فرد فراهم است و از سوی دیگر منافع جامعه بدون آنکه دربین این دوتضاد وتعارض باشد ،

درین نظام ازیک نظر می توان گفت مالکیت فردی وجود دارد وازنظر دیگر اصولاً مالکیتی وجود ندارد ، زیرامالک اصلی خداست ،

و اینها همه امانتهایی از اودردست انسانهاست وطبق قوانین الهی باید از آن استفاده شود .

اساس این سیستم برآن است که هرکس به حقش برسد وبه هیچکس تحت هیچ عنوان ستمی روا داشته نشود، واین راهی انعطاف پذیردرمالکیت از نظر اسلام است . (1)

اقتصاد اسلامی مجموعۀ تدابیر حکومت اسلامی است برای هدایت همه فعالیتهای اقتصادی جامعه اسلامی، بنابرین اقتصاد اسلامی بدون حکومت اسلامی غیر قابل تصور است.

درقرآن آیات بسیاری وجود دارد که درآنها بیشتر به کلیات حقوقی ، جهت ها و اهداف اقتصادی نظر دارد، واین جهت ها و اهداف شا خصهای اساسی نظام اقتصادی اسلامی را مشخص میکند .

اقتصاد اسلامی، مجموعۀ از مباحث مکتب اقتصادی ، نظام اقتصادی وعلم اقتصاد است که با روش خاص خود باتوجه به فرهنگ ، بینش وارزش های اسلامی، تنظیم وارایه گردیده . (2)



نظام اقتصادی اسلام عبارت ازمجموعۀ قواعد، قوانین واحکامی است که خداوند(ج) بعنوان شارع آنها را از رهگذر قواعد قرآنی وضع فرموده است .

قواعدی که چهارچوب اجرایی آن هارا سنت حضرت پیامبرصلی الله علیه وسلم تعین میکند،ودر وضعیت های- نوین ازطریق اجتهاد تعمیم می یابد تا شامل تخصیص منابع کمیاب ، تولید ، تبادل کالا ها و خدمات و توزیع درآمد ها و ثروت ها شوند . (3)

(1) علی قاسمی طرزتفکر اسلام در بارۀ کارومالکیت، انتشارات انجمن اسلامی معلمان ایران،چ اول، ص1389

(2) محمد مهدی کرمی ومحمد پور مند نبی زاده، میانی فقهی اقتصاد اسلامی، تهران چاپ دوم 1381ھ ش ص17

(3) احمد علی یوسفی ،ماهیت وساختار اقتصاد اسلامی، تهران،پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی،چ اول، 1377ھ ش، ص224-225

د

اقتصاداسلامی سه مورد را همواره تحت بحث خود قرار میدهد:تولید،توزیع ومصرف.

اقتصاد اسلامی سه هدف عمده دارد : امنیت اقتصادی،عدالت اقتصادی ورشد اقتصادی .

هرگاه این سه هدف درجامعه یی تحقق یابد، آن جامعه ازنظراسلام ازبعد اقتصادی توسعه می یابد .(1)

هدف نظام اقتصادی اسلام، تحقیق رشد وتوسعۀ اقتصادی است ازین رو،باید دید نظام اقتصادی اسلام چگونه رشد وتوسعۀ اقتصادی را تحقق می بخشد. درین جهت به بخشی از آیه نود وششم سورۀ اعراف استنادمی ورزیم :

{ولوأن أهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض ولکن کذبوا فأخذ ناهم بما کانوا یکسبون} . (2)

یعنی: اگر مردمی که در شهر ها وآبادیها زندگی دارند ایمان بیاورند وتقوی پیشه کنند برکات آسمان وزمین را برآنها می گشودیم ولی( آنها حقایق را ) تکذیب کردند ماهم آنانرا به کیفر اعمال شان مجازات کردیم .

فصل اول

اقتصاد از بدو زندگی انسان بنحوی مورد توجه قرار داشته است ؛ زیرا حیثیت ستون فقرات زندگی را تشکیل میدهد.

با در نظر داشت اهمیت اقتصاد ، دانشمندان و نویسنده گان در حد تجارب و دانش و بادر نظر داشت وقت وزمان و محیط ماحول و پیشرفت های علمی عصر خود نظریات وآراء شان را ارائه نموده وگاهی هم به نگارش مسایل اقتصادی اقدام نموده اند .

در دین مقدس اسلام در جنب حفظ دین ، حفظ جان ، حفظ عقل و حفظ ناموس ، که از مقاصد شریعت اند ، حفظ مال نیز قرار دارد .

مسلماَ حفظ مال بصورت درست ، وقتی متصور است که نظام اقتصادی دقیق وجود داشته و مورد اجراء قرار داده شود .

اسلام بهترین نظام اقتصادی مستقل را تنظیم نموده ، که عاری از افراط و تقریظ است.

نظام عادلانه ، میانه ، جاودانه وشایسته ایکه اگر بصورت حقیقی آن مورد اجراء قرار داده شود تمام مشکلات اقتصادی مسلمانان و بلکه مشکل اقتصادی همة بشریت را حل و فصل مینماید .

آری ! همانگونه که این دین بهترین نظام زندگی جاویدان است که خداوند آنرا برای بندگان خود برگزیده است ، نظام اقتصادی آن نیز برترین و بهترین نظام اقصادی میباشد.

" نظریة اقتصادی اسلام نظریة وسطی است بین نظام کمونیزم وسرمایه داری .

واسلام که این نظریة وسط را بر گزیده برای تطبیق وپیاده کردن آن در صحنة عمل جمعاََ از مبادی اخلاق و احکام قوانین اسلامی استفاده میکند .

تعلیمات اخلاقی آن ذهنیت افراد و عقلانیت اجتماعی را چنان تربیت میکند که بدون فشار خارجی ازین نظام اطاعت وپیروی کنند و بقوت قانونش فرد و اجتماع را مجبور میسازد تا بقیود آن مقید بوده واز حدودش تجاوز ننمایند .

بنابران مبادی وتعلیمات اخلاقی با احکام والتزامات قانونی جمعاََ اصول و ارکان نظام اقتصادی اسلام به شمار میروند."[1]

هرگاه به قرآن عظیم الشأن توجه نماییم قواعد کلی نظام اقتصادی را بصورت اجمال بیان نموده است .

مال وثروت را در صورتیکه در ملکیت افراد سالم وباوجدان باشد، مایة خیر وبرکت میخواند: " "إنه لحب الخیر لشدید"[2] { او در حقیقت، خیر - مال- را بسیار دو ست می دارد.}

مال و ثروت را قیام وشاهرگ زندگی و هیکل و ساختار معیشت معرفی میکند:"ولاتؤتوا السفـــهاء

اموالکم التی جعل الله لکم قیاماََ" ([3] )

{مالیرا که سبب استواری و پابر جایی (زندگی) شماست در اختیار سفیهان و ناپختگان نگذارید}

مالک حقیقی اموال و ثروت ها خداوند بوده و انسانها درتصرف آن حیثیت نایب و وکیل را دارند ، که مطابق هدایات خداوند یعنی مالک اصلی باید تصرف نماید:

" وانفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه" ([4])

{سوا از مال و ثروتیکه خداوند شمارا برآن نایب و امین قرار داده است انفاق نمایید}

" اٰتوهم من مال الله الذی اٰتاکم " ([5])

{از مال وثروتیکه خداوند برای شما داده است ، به آنها بدهید}

وهدایت میدهد که در صورت انفاق نمودن اعتدال و موازنه میانه روی را باید رعایت کرد:

" والذین اذا أنفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذلک قواما" ([6])

{کسانیکه اگر انفاق میکنند ، اسراف و تقتیر نمیکنند، ودر میان این دو استوار میباشند.}

پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم میفرماید :

" ما عال من اقتصد"{ کسیکه - در جریان دخل و خرج و معیشت خود- از اقتصاد ومیانه روی کار گیرد، فقیر نمیشود.}([7])

قرآنکریم از همان آغازین روزهای بظهور پیوستنش به سیر و سیاحت بهدف حصول تجربه وپیشه وری تجارت تشویق نموده :

" هو الذی جعل لکم الأرض ذلولاََ فامشوا فی مناکبها وکلوا من رزقه" ([8])

{ او کسی است که زمین را برای شما رام گردانیده تا درعرصه های آن بگردید واز روزی آن بخورید.}

رویهمرفته کار وتجارت به شیوة سالم وبه هدف طلب رزق حلال ، رشد وترقی سرمایه وبدست آوردن آن از دیدگاه اسلام مطلوب و نوعی عبادت بحساب میرود .

وپیامبر اکرم تاجر صادق را مجاهد فی سبیل الله میخواند:

" الجالب الی سوقنا کالمجاهد فی سبیل الله"

{تاجریکه کالا و مواد را به شهر ما جلب و وارد میکند، مانند مجاهد فی سبیل الله است.}

اما ثروت اندوزی نباید از درآمد های نا مشروع باشد،که باعث ظلم ، تجاوز وتعدی به سرمایة دیگران واتلاف حقوقشان گردد. اینگونه ثروت اندوزی و سرمایه داری حرام است، اگرچه ظاهراََ دادگاه به نفع وی فیصله نماید، درحالیکه بداند در حقیقت آنچه راکه کمایی نموده ، به ناحق بدست آورده است به اساس فیصلة دادگاه حلال نمیشود :

" ولاتأکلوا أموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها إلی الحکام لتأکلوا فریقاََ من اموال الناس بالإثم و أنتم تعلمون " ([9])

{ واموال خود را میان یکدیگرتان بنا حق نخورید طوریکه آنرا به حاکمان و قاضیان پیشکش کنید ، تا به وسیلة آن آگاهانه برخی از اموال مردم را بخورید و بدست بیاورید}

به همین منوال ربا خواری را منحیث یکی از پدیده های منفی وعمل شیطانی که جامعه را بسوی انحطاط میکشاند، میخواند:

( اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَايَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنْ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا )

{کسانیکه سود میخورند در روز قیامت ایستاد نمیشوند مگر مانند آنانیکه شیطان آنها را مساس کرده باشد، به سبب آنکه گفتند که بیع مانند ربا است در حالیکه خداوند بیع را حلال و ربا را حرام قرار داده است .}

حضرت جابر روایت نموده میفرمايد:( لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ اٰكِلَ الرِّبَا وَمُؤْكِلَهُ وَكَاتِبَهُ وَشَاهِدَيْهِ وَقَالَ هُمْ سَوَاءٌ )

{پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سود خور، خوراننده، نویسنده وشاهدش را لعنت نموده وگفته است:همه آنها برابر اند}

پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در مورد احتکار که مردم را مورد مضیقه ضرر قرار میدهد،میفرماید:" من احتکر طعاماََ اربعین یوماََ فقد برئ من الله وبرئ الله منه" ([10])

{ کسیکه خوراکه باب را تا چهل روز احتکار( ذخیره به هدف قیمت شدن) نماید، او از خدا بیزار بوده و خدا هم از وی بیزار است .}

در حدیث دیگری میگوید:" الجالب مرزوق والمحتکر ملعون" ([11])

{تاجریکه مواد را جلب میکند و وارد مینماید ، رزق داده شده است (خداوند اورا رزق حلال و وافر نصیب میکند) ومحتکر مورد لعنت است} .

به همین منوال دزدی ، رشوه ستانی، غش و خیانت ، تجارت اشیاء حرام مانند شراب ، کشت و قاچاق مواد مخدر، خرید وفروش چیز های حرام چون خوک، بت ، مجسمه ، مواد غذایی فاسد وتاریخ گذشته وغیره چیز هاییکه به ارزشهای اخلاقی لطمه وارد کرده و ناسازگار باشد؛ حرام خوانده شده است.

به هرحال اساس وبنای اقتصاداسلامی را قرآنکریم و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم گذاشته و فقهای اسلام درضمن دیگر مسایل وموارد بحث فقهی به تشریح آن پرداختند .

هرگاه به کتب فقه مراجعه کنیم می یابیم که فقه شریف به دو بخش عمده و اساسی تقسیم میشود : یکی عبادات و دیگری معاملات .

در بخش معاملات موضوعات مربوط به اقتصاد اسلامی را به تفصیل بیان میکند .

اگر تنها به فهرست بخش معاملات فقه اسلامی دقت نماییم بوضاحت معلوم میشود که فقهاء درین راستا توجه خود را سخت مبذول داشته وموشگافانه مسایل را به بحث گرفته اند، که اکثراََ در هر نظام اقتصادی ازین بخش فقه اسلامی استفاده بعمل آمده است.

عصارة سخن اینکه نظام اقتصادی اسلام رابطة مستحکم وناگسستنی را بین مصلحت فرد و مصلحت اجتماع تنظیم میکند که مطابق تقاضای فطری آنها میباشد.

اسلام ازآغاز این موضوع را مورد توجه قرار داده وفقهای اسلام به تفصیل آنرا در ضمن مسایل دیگربیان نموده اند .

و اولین کسیکه بصورت علم مستقل آنرا مورد بحث و توجه قرار داده است ، ابن خلدون دانشمند اسلامی است که در مقدمة خود اساسات نظام اقتصادی را منحیث یک علم مستقل بیان نموده است.

ابن خلدون در مقدمة خود مسایل مالیات را مورد بحث قرار داده و از اشراف دولت در مسایل اقتصادی صحبت نموده ، مشکلات اقتصادی را به بحث گرفته ضروریات و کمالیات اقتصادی را مشخص ،ازتفاوتهای اسعار از یک منطقه تا منطقة دیگر واثرات تجاری آن سخن گفته است .

چنانچه از کثرت نفوس و سکان، تقسیم کار وعمل، تعیین متخصصین وغیره مسایل اقتصادی سخن گفته است که آدم اسمث نیز از آنها استفاده نموده است . ([12])

بعد از آن در جهان اسلام عده ای از دانشمندان اسلامی در مورد اقتصاد اسلامی بحث های مستقل داشتند ، وگاهی نظام اقتصادی اسلام را با نظامهای دیگر مورد مقارنه قرارداده و به تألیفات پرداختند، وباری هم نظریات اقتصادی جدید را در موازنه با نظریات اقتصادی اسلام به بحث گرفته اند.

وبرخی از علماء بعضی از شاخصه های نظام اقتصادی اسلام را به تفصیل مورد پژوهش قرار داده اند .

اما در کشور عزیز ما افغانستان نیز عده ای از علما و محققین اسلامی در رابطه بمسایل اقتصاد اسلامی نظریات و نوشته هایی قابل قدر داشته اند .

متأسفانه برخی از این آثار به نسبت حوادث ناگوار سیاسی سه دهة اخیر با مؤلفین شان از بین رفته و یا نایاب مطلق گردیده اند .

یکی از این نمونه آثار ، که هنوز هم در دسترس قرار دارد ، اثر ( صحبت در نشیب و فراز سیاست ) الداعی الی الله محمد عطاء الله رحمة الله علیه است . ([13])

این اثر از دو بخش تشکیل گردیده است :

قسمت اول مسایل سیاست ، مبارزه و شیوه های سیاست استعمار جهانی ( شرقی و غربی ) و بخصوص سیاست های اتحاد شوروی وقت را در قبال اسلام و افغانستان تحت عنوان ( نظر مختصر بر سیمای استعمار جدید ) عملکرد های زمام داران وابسته به قدرت های استعماری را بسیار عمیق و همه جانبه تشریح مینماید .

قسمت دوم شامل مسایل اقتصادی میگردد که با سیاست های استعماری زمان همیشه رابطة ارگانیک و جدایی ناپذیر دارد .

مولانا در این بخش از رساله تحت عنوان ( اقتصاد یا چپاولگری ممالک پیشرفته از ممالک پسمانده ) نظر وسیع و عمیقی بر مسایل اقتصادی میاندازد .

در این رساله جایگاه اقتصاد در نظام زندگی چه از نظر اسلام و چه در واقعیت امر علماً تبیین گردیده است .

چنانکه مولانا مینویسد : ([14])

« ... و از اینکه اقتصاد زیر بنای همه کارها در دنیای مادی ما است ، اصلی است دینی و مذهبی ، مطابق اساسات سلیم

قرآنی که خدای متعال بچندین جای فرموده است :

ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة الخ ([15])

ترجمه : بدرستیکه خریده است خدای متعال نفس و دارایی مؤمنان را و داده در بدل آن جنت .

که در اضافه از ده جای قرآنکریم رسیده . یعنی خدای متعال میخرد از مسلمانان ایثار های جانی ، مالی شان را . و اگر این ندارند ، پس خدمات جانی کنند .

و از اینرو در (32) جای « اقیموا الصلواة و اٰتوا الزکواة » را ارشاد داشته است . »

نویسندة این اثر بزرگ بادامة تثبیت جایگاه اقتصاد در اسلام مینویسد : ([16])

« نکتة جالب اینجا است که گویند : « قاری منم برادرم میخواند » .

« درک حقیقت مفاد بهره گیری از سرمایه ها اگر مادی باشد یا معنوی ، آن را مؤمنین بخوبی میدانند ، که از اساسات اصولی دین و مؤمن به شان است »

« ولی در رسایل خود تیزدستان و چالاک نظران چون انگلس و مارکس و لینن آنرا سرعنوان کتب خویش قرار میدهند » .

« و در باره مطالب دیگر هم بنام انکار از خدا ، عملاً پیروان شان به آنها نسبت میکنند. با آنکه در بالا دیدند که پیش ازین به 14 صد سال نزول قرآن این دولت ( سرمایة سلـــــــیم برای خدا (ج) ) از

اساسات عقیدوی ثابت فعالیت های اهل ایمان بوده و باید باشد » .

هم چنین مؤلف محترم در رابطه به زیر بنا های اقتصادی در کشور نیز نظریاتی ثابت و روشن ارائه فرموده اند . که بمعنی تسلط کامل شان هم بر مسایل اسلامی و هم بر موضوعات علوم اقتصادی و مخصوصاً اقتصاد سیاسی است .

جالب ترین مسأله که برای رشد اقتصادی در این رساله ضمن سایر بحث های مفید و ارزنده رهنمود داده شده است ، موضوع نقش سلامت انسان در مدیریت اقتصادی و سایر فعالیت ها و خدمات اقتصادی میباشد .

چنانکه ایشان پس از بحث بر مسایل مربوط زیر بنا ها و منابع اقتصادی می فرمایند : ([17])

« حالا با تشخیص این سه مدرک چطور شود که مدارک عایدات افراد بالا رود و منابع طبیعی بکار افتد ، تا در نتیجه از صادرات آن عواید چشمگیر و روز افزون بدست آید ، امریست خطیر و وظیفه ایست بدوش ادعا داران زعامت و جلوگیران حکومت ! »

« اما به رکن اصل انتظام بخشی در فارمول های مذکور اگر دقیق شویم ، در هر جا خصوصاً در ممالک پسمانده ، عمال صادق و بیدار و کارگران حاذق و مؤمن بکار دارد تا بدون تصرف و استفاده های سوء بروی نقشه و قانون های سلیم بفعالیت در آورده شوند » .

« اکنون درست روشن گردید که در جوامع پسمانده از هر چیز بیشتر عــــــــلاوه از نیروهای مــادی ، نیروهای معنوی و انسانی را نیز هر چه زودتر و چابکتر بایست انسجام داد » .

خلاصه مولانا در رسالة ( اقتصاد یا چپاولگری ممالک پیشرفته از ممالک پسمانده ) تحت عناوین ذیل نظــــــــــریات اقتصادی شانرا ارائه کرده اند که در نوع خود کاملاً بینظیر اند .

- درس اقتصاد و لب لباب پیشرفت ممالک ([18])

- درس اقتصاد و طرق پیشرفت آن در مملکت ([19])

- سدود عدم ترقی در مملکت ([20])

- درس اقتصاد و لب لباب منابع پیشرفت و سدود عدم ترقی در ممالک پسمانده ([21])

- درس اقتصاد – درک سدود عدم ترقی در ممالک ([22])

این همه بحث های علمی تحقیقی و عینی حضرت مولانا فیضانی ( رح ) بیشتر بر جنبه های ایدیولوژیک و سیاسی مسایل مربوط به اقتصاد تأکید دارند .

اما در رابطه به نظام اقتصادی اسلام و علم اقتصاد در این رساله ( که بدست نویسنده رسیده )،ترکیز صورت نگرفته است .

و دلیل این مسأله هم روشن است .

زیرا مولانا با این و جود که شخصیت بی بدیل علوم و معارف اسلامی در سطح جهان اسلام بوده اند ، بعنوان یگانه مبارز و دعوتگر بیهمتای زمانه ها، وقت گرانبهای شانرا و قف امور روشنگری جامعه در راستای دعوت و مبارزه نموده اند تا در نوشتن رسایل فقهی .

زیرا بنظر ایشان مسایل فقه شریف را ائمة عظام و اسلاف کرام ما در حد کافی روشن ساخته اند . و ایشان خود و همة مسلمانان زمان را در آن شرایط زمانی مکلف به اعلای کلمة الله و نجات کشورهای اسلامی از زیر یوغ استعمار میدانستند .

فلهذا بیشترین لحظات عمر گرانبهای شانرا وقف مبارزات علمی و عملی در جهت مبارزه و دعوت نموده اند .

باز هم اگر رساله ای فقهی در رابطه بمسایل اقتصادی نیز نوشته باشند از امکان بعید نیست . اما در دسترس ما قرار ندارد !

با این تذکر گفته میتوانیم که رساله ای جامع و کامل بارتباط اقتصاد اسلامی تا قبل از آغاز پروژة علمی حاضر در کشور عزیز اسلامی ما بطبع نرسیده و یا اصلاً تحقیق نشده است .

فلهذا انستیتوت اقتصاد و شورای علمی وقت اکادمی علوم کار تحقیق پروژة علمی اقتصاد اسلامی حاضر را بر عهدة بنده گذاشتند .

امید وارم بانوشتن این اثر ، کاری مورد نیاز و در خور تأیید بجامعة اسلامی افغانستان انجام یافته باشد .

اما بیقین میتوان گفت که :

در مجموع با این مفردات واین ویژگی که این پروژه دارد تا هـــــــــنوز کتابی را در اختیار نداریم ، بنابران امید واریم مورد استفادة خوبی قرار گرفته وخلائی را درین راستا تا حد ممکن پر نماید.

فصل دوم